سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
20
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )
انتليجانس [ 1 ] يعنى : ماده و قوه و ادراك . و چنين گمان كردند كه ماده به سبب قوتى كه درو مىباشد و به دست يارى شعور و ادراك خود خويشتن را بدين اشكال و هيآت محكمه جلوه داده و مىدهد و هرگاهى كه به صور اجساد حيه متلبس مىشود : چه آن اجساد حيه نباتيه بوده باشد و چه حيوانيه ، براى حفظ نوع و شخص ، مراعات آلات و جوارح را مىنمايد و ملاحظهء ازمنه و امكنه و فصول را مىكند . از اين غافل شدند كه اعتقاد خود اين جماعت و ساير متأخرين ماديين به تركب اجسام از اجزاء ذيمقراطيسيه اين اصل را كه به هزار جد و جهد بدست آوردهاند و بدان دل خويشتن را راضى ساختهاند ، مختل و بلافائده مىسازد . زيرا آنكه هر جزء ذيمقراطيسى را در اين هنگام قوهيى است خاصه و شعوريست خاص ، به جهت آنكه ممكن نيست قيام عرض واحد به وحدت شخصيه بر دو محل [ 2 ] . و چون چنين نباشد پس از ايشان سؤال كرده مىگويم : اين اجزاء منفصلهء منتشره از كجا بهمقاصد يكديگر آگاه شدند و بهكدام آلت ، تفهيم مطالب خويشتن نمودند و در كدام مجلس ، پارلمان و محفل سنا [ 3 ] مشورت كردند از براى تشكيل اين مكنونات انيقهء عجيبه ؟ و اين اجزاءِ متفرقه ، چگونه دانستند كه اگر در بيضهء عصفورى باشند ، بايد آنجا بههيأت مرغ دانهخوار برآيند و منقار و حوصله [ 4 ] را بدانگونه تشكيل نمايند كه زيست آن را شايد ؟ و اگر در بيضهء شاهين و عقابى باشند بايد منقار و مخلب [ 5 ] او را چنان نمايند كه به كار شكاركردن بيايد ؟ و از كجا دانستند ، قبل از وقوع ، كه اين پرنده گوشتخوار خواهد شد و وقتى كه در مشيمه [ 6 ] سگى بوده به صورت بچه سگى ماده در متشكل و متصور شدند وَ چگونه فهميدند پيش از حصول ، كه اين بچه سگ فيمابعد آبستن خواهد شد و بچههاى متعدد در دفعهء واحده خواهد آورد پس بايد از براى او پستانهاى متعدد انشاء گردد ؟ و اين اجزاء متلاشيه چگونه تعقل كردند كه حيوانات در
--> [ 1 ] Matiere force Intelligence [ 2 ] . اشاره است به قاعدهء كلامى معروف كه : العرض لايبقى زمانين فى مكان ( او محل ) واحد يعنى : عرض ، گذرنده است ، و در دو زمان در يك محل يا مكان يكسان نمىماند . [ 3 ] . پارلمان Parliament بهمعنى مجلس شورى و گفتار ، و Senate بمعنى مجلس شيوخ و بزرگان است . [ 4 ] . حوصله : چينهدان . [ 5 ] . مخلب : چنگال ؛ ناخن . [ 6 ] . مشيمه : بچهدان .